یک سلام خیلی کمرنگ یعنی هرچی غیرآشتی
نمی شدازاول می گفتی یه کمم دوسم نداشت
حالتو نه نمی پرسم مطمئنم خوبه حالت
هرجاهستی خوبی وخوش ،خیلی راحته خیالت
احتمال داره یه وقتایی کمی دلت بگیره
خب برو سراغ اون کسی که دلت پیشش اسیره
شایدم دوست داشته باشی هنوزم بری تو بارون
فقط این یه فرقو کرده این دفه با من نه ،با اون
می دونم کسی روداری واسه گفتن حرفات
بعدشم قرارو عکسو دیدن ووقت ملاقات
یکی هست که جای من، تو پای صحبتش می شینی
نمی دونم راه دوره یا راحت اونو می بینی
زیادم فرقی نداره اصل اینه که بی وفایی
نمی خوام چیزی بدونم حتی اینکه تو کجایی
تو همین اول تابستون یک شبی تا صبح نشستم
دیدم این دل دیوونه کارداده دستم
توهم مثل اونایی تازه اینکه اولاشه
چرا اون کسی که می خوام نباید تو دنیا باشه
می دونم حرفو دلیلات واسه جواب زیاده
کلی خستگی وکلی اتفاق فوق العاده
اما هرچی بنویسی بدون اون جواب من نیست
مهم اینه که نمی شه عاشقی از روی اجبار
باز می شی مثل بقیه قصه همیشه تکرار
ازتو کمترگله دارم ،ازخودم دارم شکایت
نتونست بگذره با توازرو مرز بی نهایت
دوباره رفتم توفکرلیلی وسراغ مجنون
هرچی زودبیادبه دستت،زودمیره ازپیشت آسون
تو طلوع زردخورشید راس راسی فکرامو کردم
قول دادم تو جاده عشق دیگه هرگزبرنگردم
اون کسی که من می خوام یا فرشتس یا ستارس
جنس بغضش ازمه و ازتیکه های ابرپارست
توی رویاهاش همیشه من می مونم می درخشم
تو که اینجوری نبودی چه جوری تورو ببخشم
شایدم کاری نکردی ساقه من شکنندس
اینکه باسرما نسازه تقصیرخودپرندس
ماقرار نبودکه هرگزواسه هم سدبسازیم
باکاراورفتارامون خاطرات بدبسازیم
پس من واسه همیشه می رم ازفکرتو بیرون
نشونی نمی نویسم توهمون کوچه وشهرم
جوابم ازت نمی خوام چونکه دیگه با تو قهرم
توخیال کن ازتودورم ،یه جایی اون وردنیا
اخرای فصل پاییز ،نزدیکای شب یلدا
|
+| نوشته شده توسط
ستاره در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385
|